نگاهی به فیلم نورنبرگ

نورنبرگ؛ وقتی تاریخ تمام نمی‌شود/ محاکمه‌ای برای نازیسمی که هنوز زنده است

نورنبرگ» بیش از آن‌که فیلمی درباره گذشته باشد، فیلمی درباره اکنون است. بازگشت به دادگاهی که پس از ویرانی مطلق، جهان را مجبور کرد به چهره واقعی شر نگاه کند، در سال ۲۰۲۵ اتفاقی نیست. این فیلم یادآوری می‌کند که نازیسم نه با شکست نظامی آلمان، که فقط با تغییر لباس و نام، از صحنه کنار رفت.

کد مطلب: ۳۵۸۵۷
لینک کوتاه کپی شد
نورنبرگ؛ وقتی تاریخ تمام نمی‌شود/ محاکمه‌ای برای نازیسمی که هنوز زنده است
به گزارش روبرونیوز،

    «نورنبرگ» بیش از آن‌که فیلمی درباره گذشته باشد، فیلمی درباره اکنون است. بازگشت به دادگاهی که پس از ویرانی مطلق، جهان را مجبور کرد به چهره واقعی شر نگاه کند، در سال ۲۰۲۵ اتفاقی نیست. این فیلم یادآوری می‌کند که نازیسم نه با شکست نظامی آلمان، که فقط با تغییر لباس و نام، از صحنه کنار رفت.

تفکری که انسان را به عدد، نژاد را به معیار ارزش، و خشونت را به وظیفه تبدیل می‌کند، هنوز هم زنده است؛ فقط دیگر صلیب شکسته روی بازو ندارد. امروز، «پان»‌ها تغییر کرده‌اند: پرچم، مذهب، ایدئولوژی، امنیت، وطن. اما نتیجه همان است؛ کشتن انسان‌های بی‌گناه با توجیهی مقدس.

راسل کرو؛ وقتی بازیگر ناپدید می‌شود

نقطه اتکای فیلم بدون تردید بازی راسل کرو در نقش هرمان گورینگ است؛ نه به‌عنوان یک «شرور کارتونی»، بلکه به‌مثابه انسانی که با تمام وقاحت، هوش و خودشیفتگی‌اش، محصول منطقی یک ایدئولوژی است.

کرو در این نقش بازی نمی‌کند؛ حل می‌شود؛ از نگاه‌های تحقیرآمیز تا لبخندهای مطمئن، از بدن سنگین و مسلط تا صدایی که مدام میان شوخی، تهدید و انکار نوسان می‌کند، گورینگ او نه هیولاست و نه قربانی؛ بلکه چیزی ترسناک‌تر است: یک انسان قانع‌شده به حقانیت خود.

فیلم هوشمندانه اجازه می‌دهد گورینگ حرف بزند، استدلال کند، حتی جذاب باشد. و همین‌جاست که تماشاگر می‌فهمد خطر نازیسم دقیقاً کجاست؛ در این‌که می‌تواند منطقی، منسجم و وسوسه‌برانگیز به نظر برسد.

دادگاهی که فقط چند نفر را محاکمه نکرد

دادگاه نورنبرگ، صرفاً محاکمه چند فرمانده شکست‌خورده نبود؛ محاکمه یک ملت هم نبود. محاکمه یک منطق بود: منطقی که طی دو دهه، جهان را دوبار به آتش کشید.

فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه این دادگاه، آلمان را وادار کرد با گذشته‌اش روبه‌رو شود؛ نه با اسطوره‌سازی از قربانی بودن، بلکه با پذیرش مسئولیت. شاید به همین دلیل است که آلمانِ پس از نورنبرگ، برخلاف بسیاری از قدرت‌های شکست‌خورده تاریخ، دیگر به دنبال جنگ جهانی نرفت؛ چون یک‌بار، در برابر جهان و وجدان خود، محکوم شده بود.

نورنبرگ به آلمان یاد داد که قدرت بدون پاسخ‌گویی، حتماً به جنایت ختم می‌شود.

چرا حالا؟ چرا ۲۰۲۵؟

پرسش کلیدی همین‌جاست:

چرا کارگردان در ۲۰۲۵ سراغ نورنبرگ رفته؟

پاسخ ساده نیست، اما واضح است.

در جهانی که دوباره زبان نفرت، حذف، «دیگری‌سازی» و تقدیس خشونت عادی شده؛ در زمانی که انسان‌ها به نام ارزش‌های بزرگ‌تر، قربانی می‌شوند؛ نورنبرگ دیگر یک پرونده تاریخی نیست، یک هشدار فوری است.

فیلم می‌گوید نازیسم وقتی خطرناک می‌شود که فکر کنیم مرده است.

وقتی خیال کنیم شر، فقط در آرشیوها زندگی می‌کند.

«نورنبرگ» فیلمی درباره گذشته نیست؛ آینه‌ای‌ست برای امروز.

یادآوری این‌که هر جا انسان به اسم «پان»‌های تازه قربانی می‌شود، هر جا خشونت تقدیس می‌شود، هر جا مسئولیت پشت ایدئولوژی پنهان می‌شود، دادگاه هنوز تمام نشده است.

و شاید پیام نهایی فیلم همین باشد:

نورنبرگ یک مکان نبود؛

یک ضرورت همیشگی بود.

نویسنده: نویسا راد

نظرات

نظرات حاوی الفاظ نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد.

پربازدیدترین
آخرین اخبار