دادِ اکبر عبدی هم درآمد

یارانه‌ای که حتی روغن هم نمی‌شود با آن خرید

حرف اکبر عبدی درباره روغن نیست؛ درباره فروپاشی معناست. وقتی مردم حتی توان خرید ساده‌ترین اقلام را ندارند، دیگر توصیه به صبر، امید یا اصلاح، کارکرد خود را از دست می‌دهد.

کد مطلب: ۳۵۸۵۸
لینک کوتاه کپی شد
یارانه‌ای که حتی روغن هم نمی‌شود با آن خرید
به گزارش روبرونیوز،

  حرف‌های اکبر عبدی نه بیانیه سیاسی بود، نه ژست روشنفکری؛ صدای یک هنرمند سالخورده بود که از جایی حرف زد که آمارها معمولاً به آن نمی‌رسند: زندگی واقعی مردم. جایی که یارانه‌ها روی کاغذ معنا دارند، اما در سفره، تقریباً هیچ.

  او در ویدیویی که به‌سرعت دست‌به‌دست شد، از واقعیتی گفت که کمتر مقام مسئولی جرأت بیان مستقیمش را دارد: «عده زیادی در ایران از فقر خودکشی می‌کنند.» جمله‌ای کوتاه، اما سنگین؛ و درست همان‌جا که اقتصاد از عدد و نمودار جدا می‌شود و به جان آدم‌ها می‌رسد.

یارانه؛ مُسکن یا توهین؟

  اشاره عبدی به یارانه ماهانه یک‌میلیون‌تومانی، نقد یک سیاست مشخص نیست؛ نقد یک توهم جمعی است. توهمی که تصور می‌کند با عددسازی، می‌توان فشار معیشت را مهار کرد.

  وقتی قیمت یک حلب روغن به ارقامی می‌رسد که یک یارانه کامل هم کفافش را نمی‌دهد، سؤال ساده است:

یارانه قرار است کدام بخش زندگی را نجات دهد؟

نان؟ روغن؟ اجاره؟ یا فقط آمار رضایت؟

  واقعیت این است که یارانه دیگر حتی نقش «کمک‌خرج» هم ندارد؛ بیشتر شبیه یادآوری ماهانه فقر شده است.

  فقرِ بی‌صدا، مرگِ بی‌خبر

خطرناک‌ترین بخش حرف‌های عبدی، همان جمله‌ای بود که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند نشنوند: خودکشی ناشی از فقر. این یعنی عبور از خط قرمز. یعنی فقر از «سختی زندگی» به «انکار زندگی» رسیده است.

این‌جا دیگر با گرانی ساده طرف نیستیم؛ با فرسودگی روانی جامعه روبه‌روایم. جایی که امید، پیش از پول، تمام می‌شود.

خطاب مستقیم؛ بی‌واسطه و بی‌پرده

جمله پایانی عبدی خطاب به مسعود پزشکیان، شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا باشد:

«امیدوارم بدون عذاب کشیدن از دنیا نرود.»

این نه نفرین است، نه شعار؛ یک داوری اخلاقی است. داوری نسلی که می‌گوید: اگر مسئولیت داری، باید وزن رنج مردم را هم با خودت حمل کنی.

مسئله فقط اقتصاد نیست

حرف اکبر عبدی درباره روغن نیست؛ درباره فروپاشی معناست. وقتی مردم حتی توان خرید ساده‌ترین اقلام را ندارند، دیگر توصیه به صبر، امید یا اصلاح، کارکرد خود را از دست می‌دهد.

جامعه‌ای که هنرمندش چنین حرفی می‌زند، دارد هشدار می‌دهد؛

نه به دولت، نه به یک جناح، بلکه به کل ساختار تصمیم‌گیری.

پرسش آخر

یارانه‌ای که نتواند حتی روغن سفره را تأمین کند،

دقیقاً قرار است کدام درد را درمان کند؟

و اگر فقر، جان می‌گیرد،

مسئولیت این مرگ‌ها با کیست.

نویسنده: شهاب دانا

نظرات

نظرات حاوی الفاظ نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد.

پربازدیدترین
آخرین اخبار