نقدی بر «هولدینگمحوری» سطحی در سریالسازی ایرانی
وقتی پلتفرمها قمار را به جای قهرمان مینشانند
روایت صرف از تباهی، بدون تحلیل و بدون پیشنهاد، تنها مخاطب را دچار نوعی خستگی ذهنی میکند. مردم ایران نیاز دارند داستانهایی ببینند که بازتاب پیچیدگیهای واقعی جامعهشان باشد، نه فقط نسخهای دمدستی از «سریالهای مافیایی» با طعم پوکر و هلدینگ.

در سالهای اخیر، پلتفرمهای نمایش خانگی در ایران با طوفانی از تولیدات سریالی مواجه شدهاند؛ اما در میان این تکثیر پرسرعت، رد پای نوعی کلیشهسازی بیمایه و سهلانگارانه به وضوح دیده میشود: هلدینگ خانوادگی آلوده، مردان قمارباز، و فساد سازمانیافته در بخش خصوصی.
پلتفرمها به جای آنکه میدان تجربهگرایی جسورانه و روایتهای تازه و بومی باشند، به دام ساخت سریالهایی افتادهاند که از یک الگوی نخنما پیروی میکنند: شرکتهای خانوادگیای که در آنها یا قمار در زیرزمینها جریان دارد، یا تجارت مواد مخدر و اشیای عتیقه به نام سازندگی جا زده میشود. از زخم کاری تا آبان، از مرداب تا شغال، داستان همان است، فقط مهرهها جابهجا شدهاند.
اگرچه در ابتدا، پروژههایی چون «زخم کاری» تلاش کردند فضای پنهان فساد در ساختارهای قدرت اقتصادی را دراماتیزه کنند، اما فقدان عمق تحلیلی، جای این تلاشها را به روایتهایی شبهملودرام و پر از «خالهزنکبازیهای» خانوادگی داد که تنها سطح زرد یک بحران را نشان میداد، نه بنیانهای سیستماتیک آن را.
بدتر آنکه، بازنمایی کلیشهای و اغراقآمیز این فسادها، نهتنها تماشاگر را با پرسش یا تردید روبرو نمیکند، بلکه حتی حس بیاعتمادی نسبت به مفهوم «بخش خصوصی» را تقویت میکند. این رویکرد، با آنچه سیاستگذاران از تقویت بخش خصوصی و کاهش بار دولت میخواهند، در تضاد کامل است.
در عین حال، این هجوم به ژانر «فساد خانوادگی + پوکر» از کمرمقی نویسندگان و فقر چشمگیر در پژوهشهای روایی خبر میدهد. بهجای پرداختن به شکافهای واقعی اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی، پلتفرمها ترجیح میدهند از قمار و قاچاق بگویند، چون ساده، قابل فروش و به ظاهر «دلهرهآور» است.
نتیجه اما نه یک روایت تکاندهنده، بلکه مجموعهای است از داستانهای تکراری با شخصیتهایی بیریشه و انگیزههایی بیمنطق. و از همه تأسفبارتر آنکه، اغلب این سریالها با پولهای کلان و تبلیغات پرحجم به فصلهای دوم و سوم هم میرسند، بیآنکه قدمی به جلو برداشته باشند.
پلتفرمها اگر میخواهند رسانههای جریانساز باقی بمانند، باید از این چرخه بیخلاقیت خارج شوند.
روایت صرف از تباهی، بدون تحلیل و بدون پیشنهاد، تنها مخاطب را دچار نوعی خستگی ذهنی میکند. مردم ایران نیاز دارند داستانهایی ببینند که بازتاب پیچیدگیهای واقعی جامعهشان باشد، نه فقط نسخهای دمدستی از «سریالهای مافیایی» با طعم پوکر و هلدینگ.
نویسنده: دارا مجد