علی دایی اصلا هیچ، شأن رسانه و تخصص کجاست؟
از کسی که برای دیده شدن هرکاری میکند، بیشتر از بقیه بترس!
تقریبا کسی نیست که ویدیوی توهین به علی دایی را ندیده باشد؛ پس اصل قضیه نیاز به توضیح ندارد. این ماجرا سه مولفه اصلی داشت؛ اول علی دایی که سوژه گفتوگو بود، دوم شخص مجری و سوم، رسانهای که آن را پخش کرد.
بیایید با مولفه اول، یعنی شخص علی دایی فعلا کاری نداشته باشیم. اصلا علی دایی نه، آقای ایکس یا خانم ایگرگ، اصلا کسی که هیچ خدمتی به کشور نکرده و هیچ اسم و آوازه و اعتبار و محبوبیتی ندارد. بیایید سراغ دو مولفه بعدی برویم.
حقیقت این است که یک مجری برای اجرای یک برنامه -به خصوص از نوع زنده و آن هم در محیطی که زندگی درجریان و انسانها پیرامونش حضور دارند- باید آموزش دیده باشد. یعنی حتی یک مجری که سالها در محیط استودیو، برنامههایی با مهمانان دستچینشده را اجرا کرده، گزینه مناسبی برای چنین برنامههایی نیست چه رسد به کسی که تازه وارد عرصه رسانه شده باشد.
مجریان حرفهای میدانند که اگر مهمان حرفی خارج از محدوده عرف و قانون بزند، چطور باید ماجرا را جمع کنند. چرا این بنده خدا هیچ بویی از این توانمندیها و الزامات اجرا نمیدانست؟ البته این سالها مد شده که برنامهسازان افرادی که در هر عرصه و زمینهای به شهرت میرسند را به عنوان مجری -فقط به صرف همان شهرت حتی از سر بیهنری! - مقابل دوربین می فرستند تا لااقل از این بابت بینندهای بیابند! این مجری که بنده خدا همین ویژگی یعنی شهرت را هم نداشت، چگونه به اجرای زنده رسیده است؟
آنقدر زشتی این اتفاق عریان بود که ناخودآگاه انسان شک میکند؛ ناخودآگاه یاد مثل معروف «برخی بدنامی را به گمنامی ترجیح میدهند» میافتیم و البته که نباید از دایره انصاف خارج شد؛ شاید خطایی سهوی و از سر جوانی مجری بوده که در این صورت، گناه کسانی که او را بدون ابزار و سواد و توانمندی لازم مقابل دوربین میفرستند، بیشتر است.
اما مولفه سوم، رسانهای که این تصاویر را بدون شرم، پخش میکند. سالهاست که دیگر امید خیلیها از سازمان عریض و طویل صداوسیما ناامید شده و کسی دنبال اصلاح و بهبود کیفیت رسانه ملی نیست. از ناظران هم توقعی نیست، چرا که معلوم نیست اساسا با چه متر و معیاری بر این صندلیها مینشینند.
اما اینجا آن پسوند ملی پس از کلمه رسانه، دل همه را به درد آورد. در تمام دنیا آداب رسانه مشخص و اخلاق رسانه، اتفاقا در کشورهای مدعی اخلاق مثل ما، اولویت دارند بر سرعت انتقال خبر یا خیلی مولفههای دیگر. وقتی در چنین کشوری اینگونه بیمحابا روی آنتن زنده به کسی با سخیفترین ادبیات توهین میشود، جز تاسف و سر به زیر انداختن چه میتوان کرد؟
حتی در قبال دشمنان و خونخواران هم باید شان و ادبیات و الفبای ادبیات رسانه را رعایت کرد. حال چطور در قبال یک ایرانی -آن هم کسی که سالها برای کشور افتخار آفریده، پرچم بالا برده و دلهای مردم را شاد کرده و نامش در رشته ورزشی فوتبال با این حجم از برد بینالمللی، مترادف با کلمه ایران و از او به عنوان شناسنامه این رشته یاد میکنند- با چنین ادبیات زنندهای صحبت میشود و کک کسی هم نمیگزد؟!
باز اینجا اسب خیال، افسار پاره کرده و در دشت اوهام و افکار میتازد. چنین به ذهن میرساند که نکند همه اینها از غم دیده شدن باشد؛ اینکه رسانه ملی، کارکرد خود را در قبال تاثیرگذاری بر مردم از دست داده و حالا میخواهد با هر قیمت و به هر زشتی هم که شده، فقط دیده شود و بس!