مرز باریک بین مربیگری و شایبه
اتفاقی که حرف و حدیث به راه می اندازد، هر سال در لیگ کشتی تکرار می شود.
حضور پررنگ مربیان تیمهای ملی در لیگ برتر کشتی آزاد و فرنگی، بار دیگر بحث قدیمی درباره مرز میان مسئولیت ملی و فعالیت باشگاهی را داغ کرده است؛ حضوری که اگرچه طبق قوانین فدراسیون مجاز است، اما همواره با شائبههایی درباره نحوه انتخاب و هدایت کشتیگیران همراه بوده است.
لیگ برتر کشتی آزاد و فرنگی در حالی به روزهای آغاز خود نزدیک میشود که حضور پررنگ مربیان تیمهای ملی در ترکیب کادر فنی تیمهای باشگاهی، بار دیگر یکی از بحثهای قدیمی کشتی ایران را زنده کرده است؛ موضوعی که سالهاست درباره آن صحبت میشود و هر فصل نیز با شکل و شمایلی تازه به محل بحث و گمانهزنی تبدیل میشود.
حضور همزمان مربیان تیم ملی در لیگ، بهخودیخود اتفاق غیرقانونی نیست، اما حساسیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که مربیای که در ساختار تیم ملی مسئولیت دارد، همزمان در یک باشگاه نیز نقشی تعیینکننده داشته باشد. همین دوگانگی در سالهای گذشته بارها زمینه شکلگیری شائبههایی را فراهم کرده است؛ از جمله ادعاهایی درباره تأثیرگذاری مربیان ملی در انتخاب مقصد برخی کشتیگیران.
در مقاطع مختلف حتی صحبتهایی مطرح شده که به برخی کشتیگیران توصیه شده برای حضور در لیگ، تیم مشخصی را انتخاب کنند؛ موضوعی که البته هیچگاه به شکل رسمی و مستند رسانهای نشد و نمیتوان درباره صحت آن قضاوت قطعی داشت. با این حال، تکرار این بحثها نشان میدهد مسئله تعارض احتمالی منافع در لیگ، همچنان برای افکار عمومی کشتی محل سؤال است.
سال گذشته نیز این حواشی به اوج رسید. اختلافات و اتفاقات پیرامون یکی از تیمهای لیگ بهقدری بالا گرفت که در نهایت تیم مورد نظر از مسابقات انصراف داد و با محرومیت نیز مواجه شد. با این حال، بخش قابل توجهی از ابهامات و پرسشهایی که در آن مقطع شکل گرفت، بدون پاسخ روشن باقی ماند و ماجرا نیز به مرور از فضای رسانهای فاصله گرفت.
اصل بحث البته مخالفت با حضور مربیان تیم ملی در لیگ نیست؛ مسئله اصلی، تعیین مرزهای روشن و شفاف برای جلوگیری از ایجاد هرگونه شائبه است. وقتی یک مربی همزمان در ساختار تیم ملی و یک باشگاه فعالیت میکند، طبیعی است که انتظار از فدراسیون برای تعریف سازوکارهای نظارتی دقیقتر افزایش پیدا کند.