روغن از کالای اساسی به کالای اضطراری تبدیل می‌شود

سؤال اصلی دیگر این نیست که چرا روغن گران شد؛ سؤال این است که تا کِی قرار است هزینه «اصلاحات اقتصادی» از سفره مردم پرداخت شود و کالابرگ، نقش مُسکنِ بی‌اثر را بازی کند؟

کد مطلب: ۳۵۷۱۹
لینک کوتاه کپی شد
روغن از کالای اساسی به کالای اضطراری تبدیل می‌شود
به گزارش روبرونیوز،

گرانی روغن فقط یک عدد روی برچسب قیمت نیست؛ نشانه‌ای است از لحظه‌ای که سیاست اقتصادی، بی‌واسطه با زندگی روزمره مردم برخورد می‌کند. حذف ارز ترجیحی، روی کاغذ یک تصمیم «اصلاحی» است، اما در عمل، پیامش را مستقیم به سفره‌ها رساند؛ شوکی ناگهانی که حتی بازار هم برایش آماده بود، اما مردم نه.

 

 

در اقتصاد ایران، گرانی معمولاً خزنده است؛ اما آنچه در بازار روغن رخ داد، خزنده نبود، ضربتی بود. فاصله کوتاه میان تصمیم و جهش قیمت نشان داد که زنجیره تأمین از مدت‌ها قبل منتظر چنین لحظه‌ای بوده است. حذف حمایت ارزی، ماشه‌ای بود که قیمت‌ها پشت آن آماده شلیک بودند.

بازار جلوتر از مردم حرکت می‌کند

رفتار بازار پیش از اعلام رسمی گرانی، از خود افزایش قیمت معنادارتر است. کاهش عرضه، نایاب‌شدن تدریجی روغن و محدود شدن برندها نشان داد بازار تصمیم را پیش‌خور کرده بود. در این میان، مصرف‌کننده آخرین حلقه زنجیر است؛ کسی که نه امکان احتکار دارد و نه راه فرار از خرید.

  اینجا مسئله فقط «گران‌شدن» نیست؛ مسئله سلب حق انتخاب است. وقتی قفسه‌ها خالی می‌شود یا فقط چند برند ناشناخته باقی می‌ماند، مصرف‌کننده به خرید اجباری هل داده می‌شود؛ حتی اگر توانش را نداشته باشد.

کالابرگ یک‌میلیونی؛ مُسکن نمایشی

دولت چهاردهم پس از حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی (به‌جز گندم و دارو)، از پرداخت یارانه در قالب کالابرگ یک‌میلیونی به همه ایرانیان سخن گفته است. اما فاصله میان این عدد و واقعیت بازار، فاصله‌ای است که با هیچ اپلیکیشن و کد دستوری پر نمی‌شود.

وقتی یک قلم کالای پرمصرف ظرف چند هفته بیش از دو برابر می‌شود، کالابرگ نه جبران‌کننده است و نه حتی آرام‌بخش. این اعتبار محدود، در بهترین حالت چند خرید ناقص را پوشش می‌دهد و در بدترین حالت، تنها نقش «تزئینی» برای توجیه یک تصمیم پرهزینه را بازی می‌کند. تجربه نشان داده یارانه‌ها خیلی زود از تورم عقب می‌مانند، اما گرانی هرگز عقب‌نشینی نمی‌کند.

بحران اصلی، قیمت نیست؛ اعتماد است

آنچه گرانی روغن را به مسئله‌ای فراتر از اقتصاد تبدیل می‌کند، بحران اعتماد است. وقتی تصمیم‌های کلان بدون آماده‌سازی افکار عمومی و بدون سازوکار شفاف اجرا می‌شود، واکنش جامعه طبیعی است: ترس، هجوم، خرید هیجانی و ذخیره‌سازی خانگی.

این رفتارها محصول «هیجان مردم» نیست؛ نتیجه تجربه‌های تکرارشده است. مردمی که بارها دیده‌اند شوک قیمتی می‌آید، وعده جبران داده می‌شود، اما هزینه نهایی همیشه روی دوش آن‌ها می‌ماند.

مسئله‌ای که هنوز حل نشده

حذف ارز ترجیحی شاید در تئوری اقتصادی قابل دفاع باشد، اما بدون اصلاح شبکه توزیع، نظارت مؤثر و اعتمادسازی، نتیجه‌اش چیزی جز انتقال فشار به پایین‌ترین لایه جامعه نیست. روغن، فقط اولین علامت هشدار بود.

  سؤال اصلی دیگر این نیست که چرا روغن گران شد؛ سؤال این است که تا کِی قرار است هزینه «اصلاحات اقتصادی» از سفره مردم پرداخت شود و کالابرگ، نقش مُسکنِ بی‌اثر را بازی کند؟

نویسنده: نویسا راد

نظرات

نظرات حاوی الفاظ نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد.

پربازدیدترین
آخرین اخبار