«صیانت۲» و بازتعریف کاربر؛ آیا تولید محتوا در ایران مجوزی میشود؟
اکنون همهچیز به متن نهایی، نحوه تفسیر مفاهیم و سازوکار اجرایی آن بستگی دارد. پرسش اصلی این است: آیا قانونگذار میتواند میان ضرورت تنظیمگری و حفظ پویایی فضای دیجیتال توازن برقرار کند، یا این طرح به یکی از مناقشهبرانگیزترین قوانین حوزه اینترنت تبدیل خواهد شد.
طرح تازهای با عنوان «حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر» بار دیگر بحث تنظیمگری فضای مجازی را به صدر گفتوگوهای حقوقی و رسانهای آورده است. کامبیز نوروزی، حقوقدان، با هشدار نسبت به برخی مواد این طرح گفته است در صورت تصویب، دامنه آن میتواند عملاً همه کاربران تولیدکننده محتوا در پلتفرمهایی مانند Instagram، Telegram، Twitter (ایکس) و WhatsApp را در بر بگیرد.
تغییر مرجع تنظیمگری؛ از ارشاد به صداوسیما
بر اساس توضیح نوروزی، ماده ۲ طرح، مسئولیت تنظیمگری و صدور مجوز در حوزه صوت و تصویر فراگیر را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سلب و به Islamic Republic of Iran Broadcasting واگذار میکند. این جابهجایی، صرفاً یک تغییر اداری نیست؛ بلکه بهمعنای تمرکز بیشتر اختیارات نظارتی در یک نهاد رسانهای فراگیر است.
مهمتر از آن، ماده ۴ طرح است که تولید و انتشار هرگونه محتوای صوتی و تصویری در فضای مجازی را منوط به اخذ مجوز میداند. اگر تعریف «کاربر» بهگونهای باشد که هر فرد تولیدکننده محتوا را شامل شود، دامنه قانون از پلتفرمهای حرفهای پخش آنلاین فراتر رفته و کاربران عادی شبکههای اجتماعی را نیز در بر خواهد گرفت.
پرسش کلیدی: «صوت و تصویر فراگیر» یعنی چه؟
در سالهای اخیر، مفهوم «صوت و تصویر فراگیر» محل اختلاف میان نهادهای مختلف بوده است. تفسیر موسع از این واژه میتواند هر نوع ویدئو، لایو، پادکست یا حتی استوری شبکههای اجتماعی را مشمول مقررات کند. تفسیر محدودتر، آن را به سرویسهای حرفهای پخش آنلاین و رسانههای سازمانیافته محدود میکند.
ابهام در تعریف، همان نقطهای است که نگرانیها از آن آغاز میشود. زیرا هرچه دامنه تعریف گستردهتر باشد، دامنه الزام به مجوز نیز گستردهتر خواهد شد.
پیامدهای احتمالی
از منظر حقوق عمومی، سه پیامد قابل تصور است:
- افزایش تمرکز تنظیمگری در یک نهاد واحد
- تغییر ساختار مجوزدهی برای تولیدکنندگان محتوا
- تأثیر بر گردش اطلاعات و اقتصاد دیجیتال
کارشناسان معتقدند اگر سازوکار اخذ مجوز پیچیده یا زمانبر باشد، میتواند بر فعالیت استارتاپها، تولیدکنندگان مستقل و حتی کاربران عادی اثر بگذارد. از سوی دیگر، حامیان تنظیمگری متمرکز استدلال میکنند که یکپارچگی نظارت، به ساماندهی بهتر بازار محتوا و مقابله با تخلفات کمک میکند.
تجربه طرحهای پیشین
طرحهای مرتبط با ساماندهی فضای مجازی پیش از این نیز با واکنشهای گسترده اجتماعی و تخصصی مواجه شدهاند. منتقدان معمولاً بر لزوم شفافیت، تعریف دقیق مفاهیم و پرهیز از تفسیرهای موسع تأکید دارند. در مقابل، مدافعان معتقدند فقدان چارچوب روشن، خود موجب بینظمی حقوقی شده است.
مسئله فراتر از مجوز
بحث اصلی شاید نه صرفاً «مجوز گرفتن یا نگرفتن»، بلکه توازن میان دو اصل باشد:
- حاکمیت قانون و تنظیمگری محتوا
- آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات
هر قانونی که یکی از این دو را بهطور کامل بر دیگری ترجیح دهد، با چالش اجرایی و اجتماعی مواجه خواهد شد.
طرح «حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر» اگر با تعریف گسترده از «کاربر» و «صوت و تصویر» تصویب شود، میتواند ساختار تولید محتوا در ایران را دگرگون کند؛ از شرکتهای بزرگ پخش آنلاین تا کاربران شبکههای اجتماعی.
اکنون همهچیز به متن نهایی، نحوه تفسیر مفاهیم و سازوکار اجرایی آن بستگی دارد. پرسش اصلی این است:
آیا قانونگذار میتواند میان ضرورت تنظیمگری و حفظ پویایی فضای دیجیتال توازن برقرار کند، یا این طرح به یکی از مناقشهبرانگیزترین قوانین حوزه اینترنت تبدیل خواهد شد.
نویسنده: لیلی کامیاب