نگاهی به سریال «مو به مو»/ در انتظار معجزه‌ای بزرگ برای یک ناکام تمام عیار

پرویز شهبازی نامی آشنا برای سینمادوستان ایرانی است. نامی که با کارگردانی «نفس عمیق» نشان داد که شناخت مناسب و درک درستی از جامعه پیرامونش دارد. ساخته‌های بعدی شهبازی نیز بر این توانایی او صحه گذاشت تا حالا او را به عنوان یکی از بهترین کارگردانان سینمای موسوم به اجتماعی بشناسیم.

کد مطلب: ۳۵۷۴۳
لینک کوتاه کپی شد
نگاهی به سریال «مو به مو»/ در انتظار معجزه‌ای بزرگ برای یک ناکام تمام عیار
به گزارش روبرونیوز،

   پرویز شهبازی نامی آشنا برای سینمادوستان ایرانی است. نامی که با کارگردانی «نفس عمیق» نشان داد که شناخت مناسب و درک درستی از جامعه پیرامونش دارد. ساخته‌های بعدی شهبازی نیز بر این توانایی او صحه گذاشت تا حالا او را به عنوان یکی از بهترین کارگردانان سینمای موسوم به اجتماعی بشناسیم.

    کارگردانی که در «عیار ۱۴»، «دربند»، «مالاریا»، «طلا» و به‌خصوص در آخرین ساخته سینمایی‌اش «رکسانا» نیز دوربینش را به سمت شخصیت‌هایی با مابه ازای واقعی چرخانده و حالا در اولین تجربه سریال سازی‌اش نیز سنت‌شکنی نکرده و این رویکرد را ادامه داده است. «مو به مو» به نویسندگی و کارگردانی پرویز شهبازی، سریالی شخصیت محور است که اتفاقات رخ داده در زندگی شخصیتی به نام منصور (میرسعید مولویان) را زیر ذره بین برده است. اتفاقاتی که گویی از یک کابوس شبانه نشات گرفته و روز و روزگار شخصیت اصلی سریال را تحت تاثیر قرار داده است. کابوسی که در نخستین دقایق شروع سریال توسط منصور روایت می‌شود تا مخاطب به سرعت با حال و هوای درونی این شخصیت، آشنا شود. 

شخصیتی که چندان تفاوتی با آدم‌های اطرافمان ندارد. یکی دیگر از آدم‌های طبقه متوسط که با مشکلات اقتصادی، دست و پنجه نرم می‌کند و روز به روز بیشتر از قبل در باتلاق فرو میرود. منصور که آرزوهای دور و درازی نظیر داشتن ماشین بنز و مدیریت شرکتی بزرگ را در سر میپروراند، مدام دچار بدشانسی می‌شود و همه آرزوهایش را از دست‌رفته می‌بیند. شرکتش به علت بدهی به شهرداری، پلمپ می‌شود و سرمایه گذاری‌اش با شکست کامل مواجه می شود.

   او در زندگی شخصی‌اش نیز یک ناکام تمام عیار است. همسر اولش او را با یک بچه رها کرده و همسر دومش، صدف (هانیه توسلی) نیز راه همسر اول را در پیش گرفته و به یک‌باره او و پسرش را ترک می‌کند. 

   در چنین شرایط بغرنجی شاید تنها یک معجزه بتواند منصور و آدم‌هایی شبیه او را نجات دهد. معجزه‌ای که به نظر می‌رسد به زودی رخ خواهد داد تا مسیر زندگی منصور و اطرافیانش را به سمت و سوی تازه‌ای سوق دهد. مسیری که می‌تواند لحظات جالب توجه و پرهیجانی را پیش روی مخاطبان سریال قرار دهد. مخاطبی که پس از تماشای انبوهی از سریال‌های صرفاً سرگرمی محور، حالا ذائقه و سلیقه‌اش تغییر کرده و مشتاق تماشای سریال هایی است که واقعیات اجتماعی را پیش رویش به نمایش بگذارند.

با این حال مو به مو در لحظاتی از لحنی طنز نیز برخوردار است که باعث می‌شود تا اندازه‌ای زهر تلخی و گزندگی آن گرفته شود و تماشایش برای مخاطبان عام شبکه نمایش خانگی نیز قابل تحمل و دلپذیر باشد. لحظاتی نظیر آن چه که با حضور آبدارچی شرکت و تذکر مدامش از نبود چای خشک در دفتر، اتفاق می‌افتد و باعث می‌شود سریال تناسب بیشتری با واقعیات جامعه نیز داشته باشد. جامعه‌ای که تلخی و شیرینی را به صورت توامان دارد و اغلب سریال‌های ایرانی در زمینه نمایش این مساله بدیهی، غفلت می‌کنند.

میرسعید مولویان با نقش آفرینی در قالب شخصیت منصور، بازی درخشان دیگری به کارنامه بازیگری‌اش افزوده و بدون شک یکی از نقاط قوت اثر محسوب می‌شود. جنس بازی مولویان به گونه‌ای است که به خوبی در خدمت واقع‌گرایی سریال در آمده و متظاهرانه و گل درشت نمی‌نماید.

به عنوان نمونه نگاه کنید به سکانس‌هایی دوتایی منصور و پسرش ایلیا که نقش پررنگی در معرفی و پرداخت شخصیت منصور ایفا می کند. شخصیتی که اگر چه در لحظاتی بی خیال و سر به هوا به نظر می‌رسد، ولی از درون، فرو ریخته و خود را اسیر بدبختی و فلاکتی تمام‌ناشدنی می‌بیند.

  نمی‌توان از مو به مو گفت و اشاره‌ای به فیلمبرداری تماشایی و موسیقی شنیدنی‌اش نکرد. پویا شهبازی در مقام مدیر فیلمبرداری و البته بامداد افشار به عنوان سازنده موسیقی متن سریال، کیفیت «مو به مو» را از منظر جذابیت‌های بصری و شنیداری نیز ارتقاء بخشیده تا تناسب دوچندانی میان قصه سریال و فرم‌روایی آن برقرار باشد. سریالی که البته هنوز در ابتدای راه است و باید به انتظار قسمتهای آتی آن نشست تا به قضاوتی دقیق‌تر از تازه‌ترین دستپخت پرویز شهبازی، پرداخت.

نویسنده: فرهاد خالدی‌نیک

نظرات

نظرات حاوی الفاظ نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد.

پربازدیدترین
آخرین اخبار