اسپیلبرگ وارد باشگاه اسطورهها شد/ وقتی نخستین گرَمی، پازل «ایگات» را کامل کرد
نخستین گرَمی اسپیلبرگ، پایان یک انتظار طولانی بود؛ اما بعید است پایان مسیر باشد. کارنامه او نشان داده که هنوز هم میتواند قواعد بازی را عوض کند؛ حتی در دهههایی که بسیاری از همنسلانش بازنشسته شدهاند.
استیون اسپیلبرگ، فیلمسازی که دهههاست نامش مترادف با «سینمای جریانساز» است، حالا یک رکورد تاریخی دیگر را هم به کارنامهاش اضافه کرده: نخستین جایزه گرَمی. جایزهای که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما در واقع آخرین قطعه پازلی بود که او را وارد یکی از انحصاریترین باشگاههای هنری جهان کرد؛ باشگاه ایگات (EGOT).
ایگات عنوانی است که تنها به هنرمندانی تعلق میگیرد که موفق شدهاند هر چهار جایزه بزرگ دنیای سرگرمی را از آن خود کنند:
امی، گرَمی، اسکار و تونی. باشگاهی که تعداد اعضایش در کل تاریخ هنر جهان، به زحمت به ۲۰ نفر میرسد.
گرَمی؛ جایزهای فراتر از موسیقی
گرَمی اسپیلبرگ نه بهخاطر خوانندگی یا آهنگسازی، بلکه بابت مشارکت در تولید آثار موسیقایی-روایی به او تعلق گرفت؛ نشانهای روشن از تغییر مرزهای هنر در دنیای امروز. این اتفاق نشان میدهد که اسپیلبرگ فقط یک کارگردان نیست، بلکه معمار روایت در رسانههای مختلف است؛ از سینما و تلویزیون گرفته تا تئاتر و موسیقی.
در واقع، گرَمی او بیش از آنکه یک جایزه موسیقی باشد، تقدیر از قدرت روایتگری است.
اسپیلبرگ؛ فراتر از سینما
اسپیلبرگ سالها پیش اسکار را فتح کرده بود، با آثار تلویزیونی به امی رسیده بود و در تئاتر برادوی هم تونی را به دست آورده بود. اما نبود گرَمی باعث میشد نامش هنوز در فهرست رسمی ایگاتها ثبت نشود.
اکنون این خلأ پر شده و او در کنار نامهایی چون آدری هپبورن، مل بروکس، وینتون مارسالیس و جان لجند قرار گرفته است؛ هنرمندانی که مرز میان «مدیوم»ها را درنوردیدهاند.
چرا ایگات مهم است؟
ایگات فقط یک افتخار نیست؛ بیانیهای درباره تسلط کامل بر زبان هنر است. کسی که ایگات دارد، ثابت کرده میتواند مخاطب را در قالبهای کاملاً متفاوت جذب کند؛ از سالن کنسرت تا پرده سینما.
در این معنا، ورود اسپیلبرگ به جمع ایگاتها، تأیید رسمی این واقعیت است که او نه صرفاً یک فیلمساز موفق، بلکه یکی از معماران فرهنگ معاصر است.
پایان یک انتظار، نه پایان مسیر
نخستین گرَمی اسپیلبرگ، پایان یک انتظار طولانی بود؛ اما بعید است پایان مسیر باشد. کارنامه او نشان داده که هنوز هم میتواند قواعد بازی را عوض کند؛ حتی در دهههایی که بسیاری از همنسلانش بازنشسته شدهاند.
اسپیلبرگ حالا نه فقط صاحب اسکارها و افتخارات سینمایی، بلکه عضو باشگاهی است که تاریخ هنر را شکل دادهاند.
و شاید مهمترین نکته همین باشد:
او برای کامل شدن ایگاتش، نیازی نداشت شبیه دیگران شود؛ دنیا بود که خودش را با وسعت او تطبیق داد.
نویسنده: لیلی کامیاب