پژمان جمشیدی در دادگاه چه گفت؟
جلسه دادگاه پژمان جمشیدی با شکایت دختر ۲۳ ساله، پشت درهای بسته برگزار شد با این وجود به تازگی جزئیات جدیدی از این پرونده منتشر شده است.
ساعت ۹ صبح روز ۲۵ بهمن است دادگاه پژمان جمشیدی، بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون در شعبه نهم برگزار شد. شاکی این پرونده دختر کم سن و سالی است که از ساعتی قبل از حضور جمشیدی در دادگاه حاضر شده و مادرش با ظاهری مستاصل او را همراهی میکند. وکلای جمشیدی نیز زودتر از او در دادگاه حاضر شدهاند و دقیقههای پایانی، قبل از شروع دادگاه به کندی سپری میشود. خبرنگاران نیز پشت در دادگاه حضور دارند اما بهدلیل اینکه موضوع و ماهیت دادگاه مشمول مسائل منافی عفت است، این جلسه غیرعلنی برگزار میشود.
ماجرا برمیگردد به اردیبهشت سال ۱۴۰۴. آن روز دختر جوانی شکایت خود را از جمشیدی با موضوع تجاوز به عنف به ثبت مراجع انتظامی و قضایی رساند. این دختر ۲۳ ساله که خود را از بازیگران جوان و تازهکار سینما معرفی کرد، با مراجعه به پلیس ادعای عجیبی مطرح کرد.
با طی روال قانونی در پرونده، متهم و شاکی روز ۲۸ مهر ماه بعد از گذشت چند ماه از ثبت شکایت و بعد از طی روند قضایی در جلسهای که جهت مواجهه حضوری و تکمیل تحقیقات تعیین شده بود، روبهروی هم قرار گرفتند. قضات دادگاه کیفری بعد از تحقیقات اولیه در پروندههایی که با موضوع تجاوز مطرح میشود، ممکن است تشخیص دهند قرار وثیقه را تشدید کنند یا در صورت صلاحدید قرار وثیقه ابتدایی را به قرار بازداشت تبدیل کنند اما در مورد آقای بازیگر ماجرا به این صورت بود که او نیز بدون دستگیر شدن توسط پلیس با پای خود به مرجع قضایی مراجعه کرد.
جلسه رسیدگی به اتهام پژمان جمشیدی پشت درهای بسته آغاز شد. در این جلسه شاکی بار دیگر شکایت خود را مطرح کرده و گفته بود شب حادثه بعد از اینکه مورد تجاوز قرار گرفت توسط کمک همسایهها از آن محل فرار کرد. اما پژمان جمشیدی در دفاع از خود گفت: «شاکی را از مدتی قبل در جریان پروژههای سینمایی میشناختم. او عشق بازیگری داشت و به همین علت با سوپراستارها ارتباط دوستانه داشت. شبی که این خانم دربارهاش حرف میزد ما با هم سوار ماشین شدیم و در خیابان گشت زدیم. با هم گپ میزدیم و میگفتیم و میخندیدیم. هیچ اجباری برای سوار کردن او در میان نبود حتی در بین مسیر از خودرو پیاده شد، خرید کرد و دوباره سوار شد.»
وکیل پرونده تاکید کرد که از زمان صدور دادنامه پیشین تا برگزاری این جلسه، تحول تازهای در بخش ادله رخ نداده است. به گفته برجاس، بخش قابل توجهی از مباحث مطرحشده در دادگاه، به بررسی همان مواردی اختصاص داشته که پیشتر نیز در پرونده منعکس شده بود. او توضیح داد که اخذ مجدد اظهارات برخی اشخاص مطلع، محور مهم جلسه را شکل داده و تیم دفاع تلاش کرده است تناقضها و نقاط قابل بحث در اظهارات را به صورت مستند تشریح کند.
بر اساس توضیحات ارائهشده، جمشیدی به همراه وکلای خود در جلسه حضور داشته است. در سوی مقابل، شاکی شخصاً در دادگاه حاضر شده بود. برجاس درباره کیفیت حضور موکلش گفت که جمشیدی با آرامش و وضعیت روحی مناسب در جلسه شرکت کرده و پاسخهای خود را در چارچوب حقوقی پرونده ارائه داده است.
یکی از نکات قابل توجه جلسه، موضوع تغییر در ترکیب حقوقی طرف مقابل بود. برجاس در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت وکیل شاکی اعلام کرد که وکیل پیشین شاکی پس از اعلام وکالت در مقطعی از ادامه همراهی با پرونده کنارهگیری کرده است. او با اشاره به محدود بودن اطلاعات رسمی در این زمینه، تأکید کرد که این تغییر، بخشی از روند حقوقی پرونده محسوب میشود و ارزیابی آثار آن بر رسیدگی در صلاحیت مرجع قضایی است.
برجاس با پرهیز از هرگونه پیشبینی قطعی، روند پرونده را وابسته به تصمیم مرجع قضایی دانست. با این حال، او احتمال برگزاری جلسهای دیگر برای استماع شهادت شهود یا تکمیل رسیدگی را محتمل عنوان کرد. به گفته وکیل، لایحهای مفصل نیز به دادگاه ارائه شده که تمرکز اصلی آن بر تحلیل حقوقی اظهارات، بررسی تعارضها و تبیین استدلالهای دفاعی بوده است. در مجموع، اولین جلسه دادگاه پژمان جمشیدی در فضایی رسمی و با تمرکز بر جزئیات حقوقی برگزار شد. اکنون نگاهها به تصمیم نهایی دادگاه دوخته شده است؛ تصمیمی که مسیر آتی این پرونده را مشخص خواهد کرد.
مادر شاکی در حاشیه دادگاه درحالیکه بهشدت مضطرب و پریشان به نظر میرسید، در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح گفت: «بعدازاین حادثه روحیه دخترم خیلی بد شد. او بلافاصله اقدام به شکایت کرده و راهی پزشکی قانونی شده بود. وقتی دوستانش موضوع را به من اطلاع دادند، ابتدا گفتند که او تصادف کرده و من خودم را به پزشکی قانونی رساندم و آنجا بود که فهمیدم چه اتفاقی افتاده است. از همان لحظه تصمیم گرفتم تا آخر ماجرا پشت دخترم را خالی نکنم.»
او ادامه داد: «متهم پرونده فرد سرشناسی است که خیلی حمایتگر دارد. من نمیدانم چطور رسیدگی به پرونده در دادگاه تجدیدنظر و خروج او از زندان اینقدر سریع انجام شد؛ اما اگر همان ابتدا از ما عذرخواهی میکرد من هم دخترم را متقاعد میکردم که از شکایتش صرفنظر کند؛ ولی او جز انکار کاری نکرده است.» مادر شاکی جوان در مواجهه با متهم در دادگاه با لحن سرزنشآمیز او را به خدا واگذار کرد و در ادامه حرفهایش گفت:
«دختر من به سینما علاقه داشت؛ اما این اتفاق باعث شد نهتنها زندگی او نابود شد؛ بلکه حالا دیگر من از سینما هم بیزار شدهام. ما تحتفشار زیادی هستیم و تهمتهای زیادی شنیدیم از جمله اینکه گفته شده قصد پول گرفتن داشتیم. اما اینطور نبوده و من تا پایان این ماجرا خواهم رفت. من به قانون متوسل شدهام و انتظار دارم عدالت اجرا شود و منتظر محکومیت متهم هستم.»