فرهاد مجیدی نباید چمدانش را میبست؟
این روزها خیلیها با استناد به سقوط البطائح، حضور مجیدی در خارج از ایران را هم زیر سوال بردهاند؛ گویی او از همان روز اول نباید چمدان میبست و از منطقه امن فوتبال ایران خارج میشد.
سقوط فرهاد مجیدی با البطائح در لیگ امارات، بیتردید یکی از تلخترین فصلهای دوران کوتاه مربیگری او بود؛ فصلی که با شکستهای متعدد، نتایج ضعیف و در نهایت سقوط به پایان رسید. برای مردی که بدون شکست با استقلال قهرمان شد و از او به عنوان پدیده تازه مربیگری ایران یاد میشد، این پایان، سنگین و پرهزینه بود.
اما در میانه تمام نقدها و حملات، یک سوال مهم وجود دارد؛ آیا اصلِ رفتن فرهاد مجیدی به امارات اشتباه بود؟ پاسخ، به نظر ما منفی است.
اتفاقاً ارزش تجربه همینجاست؛ جایی که مربی از حاشیه امن بیرون میآید و خودش را در محیطی تازه محک میزند. اگر فردا علیرضا منصوریان در فوتبال عراق به مشکل بخورد، آیا باید نتیجه بگیریم اساساً رفتن او اشتباه بوده است؟ خیر. امروز فصل اول او در الطلبه امیدوارکننده بوده اما هیچکس از فردا خبر ندارد. فوتبال همین است؛ روزی روی قلهای، روز دیگر در دره.
مجیدی به امارات رفت تا اعتبار بینالمللی مربیگریاش را گسترش دهد، اما با سقوط برگشت. این دیگر بحث شجاعت برای خروج از ایران نیست؛ بحث عملکرد است. البطائح سقوط کرد و این سقوط، لکهای است که به این راحتی از کارنامه او پاک نخواهد شد.
شاید بزرگترین ضربه به فرهاد مجیدی همین باشد؛ نه باختها، نه آمار ضعیف و نه سقوط؛ بلکه فاصله عجیب میان تصویری که از او بعد از قهرمانی استقلال ساخته شد با واقعیتی که امروز در امارات ثبت شده است.
فوتبال اما بیرحمتر از آن است که برای گذشته احترام ویژهای قائل شود. قهرمانی بدون شکست در استقلال، فرهاد را بالا برد؛ سقوط با البطائح هم او را به همان اندازه پایین آورد.و حالا مهمترین سوال درباره خود اوست؛ آیا این سقوط، پایان یک رویا بود یا آغاز یک درس بزرگ؟