حتما باید کسی بمیرد؟
مصدومیت یک بازیکن و انتقال او به بیمارستان با پراید به دلیل نبود آمبولانس کنار زمین تصویری است که باید لرزه بر اندام متولیان ورزش کشور بیندازد.
در دنیای فوتبال حرفهای حتی در سطوح پایینتر استانداردهایی وجود دارد که عدول از آنها به معنای بازی با جان انسانهاست، اما آنچه در جریان دیدار لیگ دسته سوم فوتبال ایران در شهر آمل رخ داد فراتر از یک سهلانگاری ساده و در واقع یک سقوط اخلاقی و مدیریتی تمام عیار بود.
این اولینبار نیست که فوتبال ایران با چنین بحرانی روبهرو میشود. حافظه تاریخی ورزش ایران هنوز داغ امیرحسین شیرچی را بر سینه دارد؛ بازیکنی که دو سال پیش در استان مازندران و در لباس تیم شهدای بابلسر در میانه میدان جان خود را از دست داد. در آن زمان هم فریادها بلند شد که امکانات نبود، احیا دیر انجام شد و نظارتی وجود نداشت، اما گویا برای مسوولان هیات فوتبال و سازمان لیگ مرگ یک جوان تنها یک عدد در پروندههای بایگانی شده است!
در حال حاضر که این گزارش را میخوانید هنوز هیچ مقام مسوولی در مورد این اتفاق و استفاده از پراید به جای آمبولانس هیچ توضیحی ارایه نداده است. آنها تصور میکنند با سکوت و پیش آمدن امواج خبری بعدی ماجرا فراموش میشود.
سکوت ممتد مسوولان؛ پاسخی به بهای جان
تصویر چپاندن یک فوتبالیست مصدوم در صندلی عقب پراید در شهری که ادعای قطب ورزشی بودن دارد، توهین به کرامت انسانی است. اگر خدای ناکرده این مصدومیت از نوع ضایعه نخاعی یا ایست قلبی بود آیا راننده پراید میتوانست در ترافیک شهری نقش امدادگر را ایفا کند؟ گویی سیستم مدیریتی ما منتظر است تا فاجعهای در ابعاد ملی رخ دهد کسی بمیرد و دوربینهای خبری هجوم بیاورند تا شاید آن زمان فکری به حال تجهیزات ورزشگاهها کنند. اما بیتفاوتی و عدم پاسخگویی مسوولان ذیربط نمک پاشیدن بر زخم ورزشکارانی است که با کمترین دستمزد در لیگهای پایین دست و پا میزنند. سکوت سازمان لیگ و هیات فوتبال استان در قبال این افتضاح مدیریتی همدستی در حوادث احتمالی آینده است. تا زمانی که نظارت فدای روابط شود و جان بازیکنان در اولویت آخر قرار بگیرد فوتبال ایران چیزی جز یک ویترین پوشالی نخواهد بود. آقایان مسوول! پیش از آنکه جنازهای دیگر روی دستان این فوتبال بماند از خواب بیدار شوید.