واقعا چرا ؟
بزرگ ترین علامت سوال را باید روبروی این جمله گذاشت که جهانبخش مسافر آمریکا شده ؟ چرا؟
همانطور که میدانید، کابوس مصدومیت همچنان دست از سر علیرضا جهانبخش برنمیدارد و کاپیتان دوم تیم ملی، دیدار تدارکاتی مقابل گامبیا را نیز به همین دلیل از دست داد. اتفاقی که بار دیگر بحث حضور او در فهرست نهایی تیم ملی برای جام جهانی ۲۰۲۶ را به جریان انداخته است.
اگر معیار فقط آمادگی فعلی باشد، پاسخ چندان پیچیده نیست. جام جهانی ویترین آمادهترین بازیکنان فوتبال هر کشور است؛ نه محلی برای تکیه بر خاطرات گذشته یا رزومه سالهای قبل. بازیکنی که مدتها تیم باشگاهی ثابتی نداشته، از شرایط مسابقه دور بوده و هنوز از بند مصدومیت رها نشده، طبیعتاً نباید از حاشیه امنیت ویژه برخوردار باشد.
اما ماجرا از زاویه دیگری هم قابل بررسی است. جهانبخش بازیکن معمولی تیم ملی نیست. او سه جام جهانی را تجربه کرده، سالها بازوبند کاپیتانی را بر بازو بسته، فضای تورنمنتهای بزرگ را میشناسد و یکی از نزدیکترین بازیکنان به بدنه اصلی تیم ملی محسوب میشود. به همین دلیل طبیعی است که امیر قلعهنویی و همکارانش روی تجربه او حساب ویژهای باز کنند.
با این حال، تجربه زمانی ارزشمند است که بازیکن از حداقل آمادگی لازم نیز برخوردار باشد. جام جهانی محل ریسکهای بزرگ نیست. در این مسابقات معمولاً بازیکنانی موفق هستند که علاوه بر تجربه، در بالاترین سطح آمادگی بدنی و مسابقهای قرار داشته باشند. به همین دلیل، حضور احتمالی جهانبخش در فهرست نهایی ناخواسته این پرسش را ایجاد میکند که آیا تجربه و نام بزرگ یک بازیکن میتواند بر آمادگی فنی و بدنی او غلبه کند؟ این سوال زمانی جدیتر میشود که تیم ملی در سالهای اخیر بارها از جوانگرایی، رقابت و شایستهسالاری سخن گفته است. اگر اصل بر رقابت باشد، هیچ بازیکنی نباید صرفاً به اتکای گذشتهاش مسافر جام جهانی شود؛ حتی اگر نامش علیرضا جهانبخش باشد.
اینجا بحث دشمنی با جهانبخش نیست؛ اتفاقاً کمتر کسی میتواند ارزشهای فنی و خدمات او به فوتبال ایران را انکار کند. بحث بر سر معیارهای انتخاب است. در سال ۲۰۲۶، ملاک حضور در جام جهانی باید عملکرد امروز باشد یا کارنامه دیروز؟
این سوالی است که کادرفنی تیم ملی دیر یا زود باید پاسخی روشن برای آن پیدا کند.