در ستایش «مستطیل سبز»
چرا فوتبال را در هیاهوی تعصبات زندانی میکنیم؟
بیایید یکبار برای همیشه، قضاوتِ نهایی را به همان جایی بسپاریم که جایگاهِ واقعیِ حقیقت است.
جام جهانی ۲۰۲۶ در حالی آغاز شده است که بار دیگر جهان فوتبال میان دو قطب همیشگیاش به دو نیم تقسیم شده: کریستیانو رونالدو و لیونل مسی.
این بار اما شرایط متفاوت است. رونالدو ۴۱ ساله برنده پنج توپ طلا، در پنجمین دهه زندگی خود، ششمین تجربه حضور در بزرگترین آوردگاه جهان را پشت سر میگذارد؛ رکوردی که خود بهتنهایی گویای تداوم و ارادهای فراتر از استانداردهای معمولِ ورزشی است.
اما در پسِ این رویداد، شاهد یک جریانسازی عجیب در میان بخشی از کارشناسان و رسانهها هستیم. گویی اصراری نهفته وجود دارد که باید در هر شرایطی، بر «بهترین بودنِ مطلق» مسی مهر تایید زد. سوال اینجاست: چرا این تقابل، بیش از آنکه بر مدار تحلیل فنی باشد، بر مدار «تخریب برای اثبات» میچرخد؟
منتقدانِ رونالدو از درخشش مسی در تیم منسجم آرژانتین سخن میگویند. اما آیا انصاف است که متغیرهای تیمی را نادیده بگیریم و تمام بارِ یک بحث فنی را بر دوشِ تواناییهای فردی بگذاریم؟ اگر به زعم برخی، رونالدو دیگر در سطح اول نیست و تا این حد با مسی ۳۸ و دارای هشت توپ طلا فاصله دارد، چرا اینچنین وسواسگونه به مقایسه دامن میزنند؟
آیا این اصرار، خود نشانهای از آن نیست که «اسطوره پرتغالی» هنوز چنان وزنی در میدان دارد که ناچارند برای بزرگتر نشان دادن دیگری، او را کوچک کنند؟
شاید بخشی از این گرایش، ریشه در «سایه سنگین آرژانتین» بر تاریخ فوتبال داشته باشد؛ میراثی که از دیهگو مارادونا آغاز شد و حالا مسی را در قامت منجی همیشگی میبیند. گاهی به نظر میرسد فوتبالِ مسی، حتی در سادهترین گلهایِ دمِ دروازه، چنان با هاله تقدسِ آرژانتینیِ رسانهها تقدیس میشود که واقعیتِ عملکردِ فنی، تحتالشعاعِ «نامها» قرار میگیرد.
بیایید یکبار برای همیشه، قضاوتِ نهایی را به همان جایی بسپاریم که جایگاهِ واقعیِ حقیقت است: مستطیل سبز. اجازه دهیم آمار، رکوردها و خروجی نهاییِ این جام جهانی، روایتگرِ داستانِ این دو غول باشد. اجازه دهیم فوتبال، فارغ از وابستگی به سایهها و نامها، در زمین بازی قضاوت شود.
تاریخ فوتبال، با آنچه در ۹۰ دقیقهها رقم میخورد، نوشته میشود. بگذاریم این بار، توپها به جای قلمِ کارشناسان، برای بهترین بودن تصمیم بگیرند.