وقتی سرمایهگذار آمریکایی چشم به «ایران» میدوزد؛ پیام بیوتکنولوژی به خیابانهای ملتهب
پیام جف هابر، پیام سیاست نیست؛ پیام اقتصاد است. پیامی که میگوید اگر اقتصاد ایران روزی نفس بکشد، اگر قوانین شفاف و رقابت آزاد حاکم شود، ایران نه یک کشور نیازمند کمک، که یک شریک جدی در اقتصاد دانشبنیان جهان خواهد بود.
یک جمله کوتاه، اما پرمعنا: «روی من حساب کن».
همین واکنش مختصر جف هابر، مدیر اجرایی حوزه بیوتکنولوژی آمریکا، کافی بود تا یک پرسش بزرگ دوباره روی میز بیاید: ایرانِ با درهای باز به روی اقتصاد، برای جهانِ سرمایه و فناوری چه ارزشی دارد؟
اظهارنظر کوتاه جف هابر مدیر اجرایی یک شرکت پیشرو بیوتکنولوژی در آمریکا شاید در نگاه اول فقط یک جمله باشد: «روی من حساب کن».
اما پشت همین جمله کوتاه، تصویری بزرگتر نهفته است؛ تصویری از ایرانی که اگر قفلهای اقتصادیاش باز شود، میتواند یکی از جذابترین مقصدهای سرمایهگذاری جهان باشد.
ایران، با جمعیتی جوان، تحصیلکرده و آشنا به فناوری، سالهاست شبیه یک موتور قدرتمند خاموش مانده؛ موتوری که نه بهدلیل نبود استعداد، بلکه بهخاطر نبود بستر آزاد اقتصادی از حرکت بازایستاده است. وقتی مدیران شرکتهای بیوتکنولوژی، سرمایهگذاری خطرپذیر و فناوریهای پیشرفته از «ایرانِ پس از آزادی» حرف میزنند، در واقع دارند از یک بازار بکر صحبت میکنند؛ بازاری که ترکیب نادری از نیروی انسانی ارزان، مغزهای نخبه و نیاز انباشتهشده را در خود دارد.
حوزهای که جف هابر در آن فعالیت میکند ــ تشخیص زودهنگام سرطان با آزمایش خون ــ اتفاقاً نمونه روشنی از ظرفیت ایران است. کشوری با میلیونها نیروی دانشگاهدیده در پزشکی، مهندسی و علوم زیستی، اما با حداقل دسترسی به سرمایه، زیرساخت و بازار جهانی. در یک اقتصاد آزاد، همین استعدادها میتوانند نه مهاجر، بلکه شریک توسعه باشند.
اقتصاد آزاد فقط به معنای ورود دلار نیست؛ به معنای چرخش کیفیت زندگی مردم است. وقتی سرمایه خارجی وارد میشود، رقابت شکل میگیرد، شغلهای با دستمزد واقعی ایجاد میشود، فناوری بومی رشد میکند و مردم از مصرفکننده صرف به تولیدکننده ارزش تبدیل میشوند. این همان چیزی است که در کشورهای اروپای شرقی، آسیای جنوبشرقی و حتی ویتنامِ پس از اصلاحات دیده شد؛ و ایران از همه آنها پتانسیل بیشتری دارد.
جذابیت ایران برای سرمایهگذاران جهانی، نه در نفت است و نه در بازار مصرف ۸۰ میلیونی؛ بلکه در ترکیب کمنظیر مغز و عطش پیشرفت نهفته است. برای همین است که وقتی صحبت از آینده میشود، نام ایران همچنان روی میز سرمایهگذاران بزرگ باقی مانده؛ حتی اگر فعلاً فقط در حد یک رؤیا یا برنامه بلندمدت.
پیام جف هابر، پیام سیاست نیست؛ پیام اقتصاد است. پیامی که میگوید اگر اقتصاد ایران روزی نفس بکشد، اگر قوانین شفاف و رقابت آزاد حاکم شود، ایران نه یک کشور نیازمند کمک، که یک شریک جدی در اقتصاد دانشبنیان جهان خواهد بود.
و شاید مهمترین نکته همین باشد:
جهان، ایران را نه با آنچه امروز هست، بلکه با آنچه میتواند باشد رصد میکند.
نویسنده: آرزو ایرانیخواه