وقتی تاریخ به پناهگاه میرود؛ کوچ خاموش اشیای موزهای به مخازن امن
مطابق کنوانسیونهای یونسکو، آثار تاریخی و موزهای باید در شرایط تنش و منازعه از هرگونه آسیب مصون بمانند و تعرض به آنها مصداق «جنایت فرهنگی» است. اما حفاظت فیزیکی تنها یک سوی ماجراست؛ سوی دیگر، حفظ پیوند این آثار با جامعه است. تاریخی که دیده نشود، شنیده نشود و لمس نشود، بهتدریج از حافظه عمومی حذف میشود؛ حتی اگر در امنترین مخازن نگهداری شود.
انتقال دوباره اشیای موزهای به مخازن امن، اتفاق تازهای در حافظه فرهنگی ایران نیست؛ اما تکرار آن، آنهم در بازهای کوتاه، حامل پیامی نگرانکننده است. پیامِ کشوری که در آن، نه فقط امروز که حتی گذشته نیز احساس ناامنی میکند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی خبرگزاری «صدای میراث» همزمان با تداوم ناآرامیها و افزایش تنشهای منطقهای، مرحله دوم عملیات حفاظت از آثار تاریخی در دستور کار وزارت میراث فرهنگی قرار گرفت و بخش قابلتوجهی از اشیای موزهای تا نیمه دیماه به مخازن امن منتقل شدند؛ مخازنی که در سالهای اخیر، بیش از آنکه یک اقدام پیشگیرانه مقطعی باشند، به بخشی ثابت از زیست میراث فرهنگی کشور تبدیل شدهاند.
در تهران، آثاری از موزه ملی ایران، کاخ گلستان، مجموعههای سعدآباد و نیاوران و دیگر موزههای پایتخت با دستور قانونی به مخازن منتقل شدهاند. روندی مشابه در استانهایی چون لرستان، فارس و بخشهایی از اصفهان و کاشان نیز اجرا شده است؛ هرچند در برخی بنا–موزهها همچنان باز است و مخاطب با ویترینهایی مواجه میشود که لزوماً نماینده آنچه «دارند» نیست، بلکه آن چیزی است که «باقی مانده».
این جابهجایی گسترده، بیش از آنکه صرفاً یک تصمیم فنی باشد، نشانهای از وضعیت شکننده امنیت فرهنگی است. آثار تاریخی، حافظه عینی یک ملتاند؛ اشیایی که نه جایگزین دارند و نه تکرارپذیرند. وقتی این حافظه جمعی ناچار میشود بار دیگر به زیرزمینها پناه ببرد، پرسش اصلی این است: آیا بحران، موقتی است یا به یک وضعیت دائمی بدل شده؟
ایران با ۸۳۶ موزه فعال، یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر میراث فرهنگی است. اما این عدد، زمانی معنا دارد که موزهها فقط ساختمانهای باز نباشند، بلکه محتوای زنده خود را نیز در معرض دید، پژوهش و گفتوگو نگه دارند. موزهای که اشیایش در مخزن است، هرچند از نظر فنی «فعال» محسوب شود، در عمل کارکرد اصلی خود را از دست میدهد.
نکته قابلتأمل دیگر، تداوم باقیماندن بخش زیادی از آثاری است که پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز به مخازن منتقل شده بودند. این یعنی بازگشت به وضعیت عادی هنوز محقق نشده و سیاست «احتیاط دائمی» جای «آرامش پایدار» را گرفته است.
مطابق کنوانسیونهای یونسکو، آثار تاریخی و موزهای باید در شرایط تنش و منازعه از هرگونه آسیب مصون بمانند و تعرض به آنها مصداق «جنایت فرهنگی» است. اما حفاظت فیزیکی تنها یک سوی ماجراست؛ سوی دیگر، حفظ پیوند این آثار با جامعه است. تاریخی که دیده نشود، شنیده نشود و لمس نشود، بهتدریج از حافظه عمومی حذف میشود؛ حتی اگر در امنترین مخازن نگهداری شود.
انتقال اشیای موزهای به مخازن امن، اقدامی ضروری و مسئولانه است. اما تکرار آن، زنگ هشداری است برای سیاستگذاران فرهنگی:
مسئله فقط حفاظت از اشیا نیست؛ مسئله، حفاظت از «احساس تداوم تاریخ» در ذهن جامعه است.
تاریخ ایران بارها از جنگ، بحران و ناآرامی جان سالم به در برده، اما این بار، پرسش مهمتر از همیشه است:
تا چه زمانی باید گذشته را پنهان کنیم تا امروز آسیب نبیند؟
نویسنده: شهاب دانا