استعفایی که «اختلاف» نیست؛ معمای کنارهگیری مهدی سنایی و سکوت معنادار دولت
تا زمانی که دولت تکلیف این استعفای «نامشخص» را روشن نکند، پرسش اصلی پابرجاست: آیا این فقط یک کنارهگیری شخصی است، یا نشانهای از شکافهای عمیقتر در اتاقهای تصمیمگیری دولت؟
اظهارات تازه سخنگوی دولت درباره استعفای مهدی سنایی، مشاور سیاسی رئیسجمهور، بیش از آنکه به شفافسازی کمک کند، بر ابهامها افزوده است. فاطمه مهاجرانی اعلام کرده که استعفای سنایی «از قبل» ارائه شده، اما هنوز مشخص نیست پذیرفته شده یا نه؛ جملهای که عملاً توپ را به زمین نامعلومی میاندازد و پرسشهای تازهای را پیش میکشد.
در روایت رسمی دولت، تأکید میشود که «استعفا لزوماً به معنای اختلاف نیست» و حتی در صورت پذیرش، سنایی همچنان به همکاری با دولت ادامه خواهد داد. اما در عرف سیاسی، استعفایی که چند بار تکرار شده و ماهها در وضعیت بلاتکلیف باقی مانده، بهسختی میتواند یک کنش عادی یا صرفاً شخصی تلقی شود.
استعفای تکرارشونده؛ نشانهای از فرسایش درون دولت؟
آنطور که اعلام شده، مهدی سنایی از ابتدای سال چند بار درخواست کنارهگیری داده و آخرینبار نیز از او خواسته شده تا زمان معرفی جایگزین، به فعالیت خود ادامه دهد. این وضعیت بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، بوی فرسایش مدیریتی میدهد؛ فرسایشی که یا از اختلافنظرهای جدی در سطح تصمیمسازی حکایت دارد، یا از ناتوانی دولت در تعیین تکلیف یکی از موقعیتهای کلیدی سیاسی.
اگر واقعاً اختلافی در کار نیست، چرا مشاوری در این سطح چندین بار خواستار خروج شده است؟ و اگر اختلاف وجود دارد، چرا با ادبیات «همهچیز عادی است» تلاش میشود صورت مسئله پاک شود؟
استعفا بدون خروج؛ تناقضی آشکار
نکته قابل تأمل دیگر، تأکید سخنگوی دولت بر این است که حتی در صورت پذیرش استعفا، سنایی «پس از خروج از دولت به همکاری ادامه خواهد داد». این گزاره، خود به تنهایی تناقضآمیز است. اگر قرار است همکاری ادامه یابد، استعفا از چه معنا و کارکردی برخوردار است؟ و اگر قرار است نقش او تغییر کند، چرا شفاف اعلام نمیشود؟
این نوع موضعگیریهای دوپهلو، بیش از آنکه پیام آرامش بدهد، این گمانه را تقویت میکند که دولت در مواجهه با اختلافات درونی، استراتژی تعلیق و تعارف را جایگزین تصمیمگیری صریح کرده است.
سنایی؛ استعفا بهعنوان پیام؟
در سیاست، استعفا همیشه یک کنش فردی نیست؛ گاهی پیام است، گاهی هشدار، و گاهی آخرین ابزار برای اعلام نارضایتی در ساختاری که امکان بیان علنی اختلاف در آن وجود ندارد. تکرار درخواست استعفای سنایی میتواند نشانهای از نارضایتی عمیقتر باشد؛ نارضایتیای که نه در قالب بیانیه، بلکه در سکوت و اصرار بر کنارهگیری بروز پیدا کرده است.
دولت و بحران شفافیت
ماجرای استعفای معلق مشاور سیاسی رئیسجمهور، بار دیگر مسئله شفافیت در دولت را به صدر توجه میآورد. جامعهای که با بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متعدد روبهروست، انتظار دارد تغییرات در سطوح بالای تصمیمسازی با صداقت و روشنی توضیح داده شود، نه با جملاتی خنثی که بیشتر شبیه مدیریت افکار عمومی است تا اطلاعرسانی.
تا زمانی که دولت تکلیف این استعفای «نامشخص» را روشن نکند، پرسش اصلی پابرجاست: آیا این فقط یک کنارهگیری شخصی است، یا نشانهای از شکافهای عمیقتر در اتاقهای تصمیمگیری دولت؟
نویسنده: دارا کامیاب