آزادسازی بیسر و صدا یا رسمیتبخشی به شکاف طبقاتی؟
لندکروزر ۴۵ میلیاردی؛ رؤیای خودرو به ویترین طبقه خاص میرود
۴۵ میلیارد تومان برای یک خودرو، شاید برای عدهای فقط یک عدد باشد؛ اما برای اکثریت جامعه، نشانهای دیگر از فاصلهای است که هر روز عمیقتر میشود.
اعلام شرایط فروش تویوتا لندکروزر ۲۰۲۵ با برچسب قیمتی ۴۵ میلیارد تومان، فقط یک خبر خودرویی نیست؛ این عدد، نماد یک شکاف عمیق اقتصادی است که حالا بیپرده در ویترین بازار خودرو ایران قرار گرفته است.
خودرویی که در بسیاری از کشورها نماد دوام، کیفیت و مصرف خانوادگی لوکس محسوب میشود، در ایران به کالایی نمایشی برای اقلیتی بسیار محدود تبدیل شده؛ اقلیتی که نه با وام، نه با پسانداز و نه حتی با چند دهه کار، بلکه با دسترسی خاص میتواند چنین خریدی را انجام دهد.
از ممنوعیت تبلیغ تا چراغ سبز ناگهانی
تا همین چندی پیش، شرکتهای واردکننده بهدلیل «قیمت بالا» اجازه تبلیغ لندکروزر و پرادو را نداشتند؛ گویی مسئله، نه خود قیمت، بلکه دیده شدن آن بود. حالا اما با یک چرخش ناگهانی، سازمان حمایت مجوز داده واردکنندگان با ارائه مستندات تأمین ارز، بهطور مستقل قیمتگذاری و فروش را آغاز کنند.
این تصمیم، عملاً به معنای آزادسازی بازار لوکس بدون هیچ چارچوب کنترلی مشخص است؛ تصمیمی که بیش از آنکه به تنظیم بازار کمک کند، آن را به نفع واردکنندگان و خریداران خاص بازطراحی میکند.
۴۵ میلیارد تومان؛ عددی که سؤال میسازد
در اقتصادی که بخش بزرگی از مردم با حداقل دستمزد، اجارهخانه و هزینههای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، فروش خودرویی با قیمت ۴۵ میلیارد تومان فقط یک معامله نیست؛ یک پیام است. پیامی روشن که میگوید بازار خودرو دیگر اساساً برای «مصرفکننده» طراحی نشده، بلکه برای نمایش قدرت خرید طراحی شده است.
این در حالی است که همین بازار، برای خودروهای اقتصادی با کمبود، قرعهکشی، انتظار چندساله و قیمتهای غیرشفاف اداره میشود.
واردات آزاد یا بازاری برای خاصها؟
مدافعان این سیاست میگویند ورود خودروهای لوکس، ارتباطی به معیشت مردم ندارد و بازار خود را دارد. اما واقعیت این است که چنین قیمتگذاریهایی، مرزهای نابرابری را عادیسازی میکند و شکاف طبقاتی را به یک واقعیت پذیرفتهشده تبدیل میکند؛ شکافی که دیگر پنهان نیست و حتی نیازی به سانسور تبلیغاتی هم ندارد.
مسئله فقط لندکروزر نیست
ماجرا نه بر سر تویوتاست، نه کیفیت ژاپنی و نه تیپ VX-R. مسئله این است که سیاستگذاری خودرو در ایران، سالهاست از «نیاز عمومی» فاصله گرفته و به سمت «بازار ویترینی» حرکت کرده است؛ بازاری که در آن، قیمتها نه بر اساس قدرت خرید جامعه، بلکه بر اساس سقف تحمل طبقه خاص تعیین میشود.
۴۵ میلیارد تومان برای یک خودرو، شاید برای عدهای فقط یک عدد باشد؛ اما برای اکثریت جامعه، نشانهای دیگر از فاصلهای است که هر روز عمیقتر میشود.
نویسنده: آرزو ایرانیخواه